PAPERMAN ( انیمیشن کوتاه ).

23 مارس, 2013
توسط

چرا تبدیل به یک مقاله avioncillo اگر فقط برای 6 دقیقه، و دور از احساسات است که به ما به ارمغان می آورد این کوتاه دیزنی انجام?

به نظر می رسد مثل یک روز معمولی در گرما و نیم قرن یکنواخت, و بازیکنان ما در انتظار در ایستگاه با لبخند طبیعی- el tren que les llevará a sus oficios.

نه این که انسان را از کاغذ و یا هر چیزی شبیه به این است که, اما از آن است که قدرت یک غریبه می آید به مقاله. از این رو شاید عنوان "Paperman".

باد گاهی اوقات می تواند ناخوشایند به نظر می رسد و ارتباط با ما مقالات ضربه; در عوض, بار دیگر آن را ممکن است گناه از یک کل "Histoire D'عزت".

این چیزی بود که در این داستان اتفاق افتاده است: سند مقاله تا پسر پرواز رژ لب دختر خالکوبی طرح لب های او. این است که کمی خنده دار است، اما, آشکارا, el tren se marchó a toda prisa sin esperar a que ambos pudieran despedirse. El intento de dibujar una sonrisa al otro fue en vano. ¿Creéis que estos chicos lo tienen todo perdido? Al menos al chico le queda un pequeño recuerdo de ella… Venga mozos, ya podéis quedaros “enganchados” a seguir viendo el video hasta el final a ver qué pasa; buena forma de crear un poco de intriga, ¿no?

پسر ما این است که لب به لب در دفتر کار رئیس بزرگ تحمیل کرده است, که ناگهان, بوسه از کاغذ ساخته شده است تلاش برای به پرواز را از طریق پنجره. ¡آه, در صورتی که سند به بیرون پرواز میکرد و هیچ چیز خواهد بود که عجیب و غریب با که راه اندازی حتی قوی تر است بنابراین کوتاه- ارتباط! این رفلکس توقف در عجله بود قبل از آن رفت و پرواز زمانی که او اتفاق افتاده است برای دیدن آنچه که حداقل انتظار می رفت: دختر حق خود را در مقابل ساختمان.

با قصد جلب توجه از پیشخدمت، سعی کرد هر آنچه را که در دست او بود - جناس در نظر گرفته- تکان دادن و .... یک لحظه ... تمام کسانی که papeluchos کسب و کار? آیا, avioncillos مقاله را اعلام کرد, و آنها را به دیدن اگر شانس او به این نتیجه رسیده که مرد است و نزدیک به چیزی است که انتظار نمی رود.

صحنه ویدیو و به طور کلی, یک شهر بزرگ است. شاید پس از آن ما را به درک که در sooooo شهرستانها بزرگ می خواهم انطباقات و شانس هستند بعید است.

به عنوان یک مثال روشن، زمانی است که مرد تلاش می کند تا با avioncillos از کاغذ ضربه در پنجره ای که در آن دختر بود. نگاهی به میزان همه چیز در شهر است که جلوگیری از رسیدن هواپیما به مقصد خود را: در یکی از قطرات گاهی اوقات به عنوان مخلوط با ترافیک دیده می شود, en otra tropieza con un grupo de pájaros (این زمان خاص است و من کاملا تحت تاثیر قرار شد زیرا فضل به ارمغان می آورد به مراتب بیشتر اصالت و قوام به طرح), و حتی به اتاق مردی که بی سر و صدا را در میز کار خود و تعجب فرود موشک های کاغذی عجیب و غریب بود sneaks ... اعتراف: هیچ انطباقات وجود دارد.

خوب, سپس, اگر هیچ حادثه, یکی دیگر از همین دلیل است که در تلاش برای پیدا کردن دوباره قهرمانان ما را به یکدیگر پیدا کنیم.

در طول تاریخ, تصاویر به نظر می رسد در سیاه و سفید, ما در یک زمان تا نه به عنوان ماست مدرن. همه, همه,نه ...; بوسه و لب دختر قرمز, تنها استثنا از تمام فیلم کوتاه. این به چه معنی? قلب!این است که سیگنال! Quizás desde el momento en el que los labios de la chica marcaron el documento les cedió a éste una especie de “fuerza de conexión” que hiciera que el papel siempre tuviera tendencia a ser atraído allá donde esta chica se encontrase. ( -چه لب از خود راضی از دختری که به اطراف گرفتن marimandones اسناد آفیس normalitos,- خواهید گفت ).

Y ahora volvamos al momento en el que nos habíamos quedado. Resulta que se acaban todos los documentos de la oficina hasta que sólo queda uno: el que tiene el beso. Nuestro protagonista se arriesga y hace con él el último avioncillo, برای دیدن اگر آن را در گذشته موفق. چه اتفاقی می افتد این است که وزش باد می آید (بله, دوباره, روز بهار به خوبی: شما هیچ وقت نمی دانید که راه مو ضربه; o los avioncillos de papel) و aimlessly از خارج، قادر به نگه داشتن مسیر.

OUH, که رئیس بزرگ نمی خواهید به انجام فضل بسیار .... هر چند که به شخصیت اصلی ما مهم نیست, چون شما می دانید چه? آنها تصمیم گرفتند که به مبارزه برای آنچه شما می خواهید حتی اگر شما نیاز به اعمال خود را "تعهدات". خالصانه, تعهد خود- حداقل به نظر من- همان چیزی است که ساخته شده است: برای پیدا کردن دختر قبل از احتمالا از دست دادن بینایی برای همیشه لطفا برای.

خوب, چرا که آنها مقاله avioncillos مناسب نیست او را مجبور به نگاه کردن. گسترش, گسترش!دوباره وارد بازی جمعیت و ترافیک همراه شلوغی نمونه ای از شهر "را اشغال کردند و انتزاعی, تا ضمن نزد دختر خود را از دست می دهد, اما بازگشت به پاسخگویی به معروف لب سند دلا. "ما در حال بازگشت? آیا ممکن است? لعنت به مقصد,پیدا کردن هرگز!” “-.-

 

و, el avioncillo sigue teniendo ese beso, بنابراین "می آید زنده" و با معشوقه خود دیدار خواهند کرد, بدون بار قبل از این پسر, و آن را سازماندهی "خلبانان ارتش Cupids" که پرواز به دام انداخته و او را به ایستگاه. Y la música que se emplea de fondo también hace que el espectador se implique más en el video y tenga “esperanzas” de un final digno de los cortos de Disney.

او می بیند که نماد مرموز و ناگهان او را به شرح زیر به ایستگاه, همچنین. رفتن, ما همه!

همه این حقایق در حال حاضر زمان است به احتمال بسیار زیاد اتفاق می افتد, چرا که جامعه در حال حاضر با تکنولوژی و کار مقالات تحت سلطه در حال تبدیل شدن به منسوخ تقریبا: مردم در حال حاضر با قرص, لپ تاپ های PDA. Es una pena. من شخصا, من فکر می کنم مهم است که به استفاده از فن آوری به دلیل آن است که کاملا مناسب است، اما پیشرفت, به ایستگاه به با papeluchos گردن من, علاوه بر این که این مکان را می دهد بسیار مناسب برای کار, درست کردن, نوشتن, E inventar.

avioncillos خوب, این لذت تا به اینجا برسم, ماموریت شما این است و .... به یاد داشته باشید که زندگی می خواهد که ما هرگز. من امیدوارم که شما لذت می برد :3

ایمیل

One Response to PAPERMAN ( انیمیشن کوتاه ).

  1. Gonzalo Carretero Cassinello on 23 مارس, 2013 at 19:22

    Te voy hacer caso Viri y me voy a convertir en un súper avioncillo de papel a ver si tengo suerte y como un dardo certero consigo aterrizar en el corazón de esta chica, a la que tú cariñosamente llamas , Mozaaa :D . No sé si a ti te pasa lo mismo pero a mí las estaciones de trenes siempre (al igual que sucede el corto) me suelen evocar el inicio o continuación de una historia.

    Es cierto que la magia del cine, hace que en una megalópolis como era y sigue siendo Nueva York, de golpe y porrazo aparezca tras la ventana del edificio colindante, esta misteriosa chica. Bueno como nos has pedido que nos dejemos llevar por las emociones pues me voy incluso a creer esta fantástica casualidad. Además que es nuestra vida si no una sucesión de fantásticas casualidades, estarás conmigo que si lo dejáramos todo a la lógica no existiría la magia y eso no lo podemos permitir.

    Menuda imaginación que has desarrollado con la conexión de los labios rojos y el papel, no hay nada como hacer equilibrismo con las palabras e intentar darle coherencia a tan sorprendente acontecimiento. Más que malotes, los labios de nuestra protagonistas son un sol que como un faro en noche cerrada, iluminan y señalan el camino que han de seguir nuestra pareja.

    Es cierto Viri, a veces en la vida tenemos que tomar decisiones y saber elegir, es la única manera de ser libre y consecuente con nuestros actos. Y aunque parezcan que no son las más adecuadas, el tiempo finalmente termina dándonos la razón. Por otro lado si no sale corriendo de la oficina, nos quedamos sin historia.

    La tecnología, la web, las redes sociales, nos ayudan a estar interconectados y entre otras cosas nos permiten compartir y crear conocimiento. Pero estoy contigo Viri, prefiero mi agenda de papel y escribir mientras mis ojos se funden con el horizonte, viendo una puesta de sol en la playa u observando a la gente pasar y cruzar sus vidas, en una estación de tren, que fijar los ojos en un frio y distante artilugio.

    O mejor todavía viajar en tren y escribir mientras me dirijo hacia un destino incierto. Las nuevas tecnologías nunca podrán conquistar la desazón romántica que produce ver la vida a través de la ventanilla de un tren. Corre no tardes que aún queda una plaza. Viajeros al tren :D

پاسخ

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد. علامت گذاری شده اند *

kritodesign.com |
گرافیک و طراحی وب سایت استودیو

ما ارائه بهترین خدمات حرفه ای در طراحی وب سایت و توسعه, حرفه ای طراحی گرافیک, فروشگاه آنلاین, نرم افزار وب سایت, برنامه های کاربردی موبایل [ IOS و آندروید ] و آموزش برای کسب و کار. بازدید!